ذبيح الله صفا
1160
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
نثر خود هيچگاه بتمامى پاىبند صنعت نيست به همان ميزان هم هيچوقت اصرارى درآوردن قطعات موزون ندارد بلكه هرجا ذوق سليم و طبع مستقيم او حكم كرد بعبارات منثور خود چاشنى وزن داد و همچنين هرگاه ايراد صنعتى را مايهء زيبايى كلام دانست از آن استفاده كرد . شيوهء سعدى در گلستان و در ديگر آثار منثور او چنان مطبوع اهل زمان افتاد كه قصب الجيب حديثش را همچون نيشكر خوردند و رقعهء منشآتش را چون كاغذ زر بردند « 1 » ، و هرگاه صاحب ذوق بااستعدادى بعد ازو توانايى تقليد استاد را يافت از پى او رفت و اگرچه هيچگاه كسى در شيوهء او به دو نرسيد ليكن هركس به قدر وسع و طاقت خود كارى كرد و حتى در همين عهد مورد مطالعهء ما چندتن از نويسندگان معروف كوشيدند كه شيوهء او را در آثار خود دنبال كنند يكى عبيد زاكانى در لطائف خود و ديگرى معين الدين جوينى در نگارستان و سديگر شرف الدين رامى در انيس العشاق ، اما پيروى اين هرسه تن از استاد اجلّ پيروى كامل نيست و شايد هيچيك از آن سه ، چنان كه همهء كسانى كه بعد ازيشان آمدند ، توانايى چنين پيروى تامّ و تمامى را از استاد شيراز نداشتند و يا بسرّ كار او چنان كه بايد وقوف نيافتند . وقتى كه سخن از نثر موزون تمام عيار برود نبايد امير حسينى شاعر و نويسندهء معروف را ، كه پيش ازين شرححال او را ديدهايد ، فراموش كنيم . وى در بعض آثار خود خاصه در كتاب مشهورش بنام « نزهة الارواح » شيوهء خواجه عبد اللّه انصارى را به تمام و كمال پيروى نمود . دربارهء اين كتاب و فصول بيست و هشتگانهء آن بعد ازين سخن خواهم گفت . موضوع كتاب بيان مراحل سلوك و شرايط و لوازم آنست و امير حسينى با كمال مهارت و استادى اين توضيحات دشوار را در نثر موزون و همراه با ابيات و اشعارى از خود گنجانيده است امّا بايد اعتراف كرد كه او نتوانست مانند « پير هرات » و « هزار دستان شيراز » از عهده نگاهداشت جانب « وزن » و « آهنگ »
--> ( 1 ) - مأخوذ از عبارت سعدى در ديباچهء گلستان .